سفارش تبلیغ
صبا ویژن
میراث انتظار
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
  محسن ملکی[6]
 

برای تعجیل در ظهور اقا و سلامتی ایشان صلوات فراموش نشه اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

   نویسندگان وبلاگ -گروهی
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 60
بازدید دیروز : 141
کل بازدید : 245340
کل یادداشتها ها : 738

   موسیقی

1 2 >
نوشته شده در تاریخ 88/1/28 ساعت 12:37 ص توسط محسن ملکی


ما مردمان روزهای غیبت کبری،بعضی وقتها لابه لای شاخه های فراموشی خودمان را گم می کنیم،روزمرگی ها از یادمان می برد که پیامبر مهربانی فرمود:

" هرکس زمان غیبت را درک کند باید دینش را نگه دارد و با شک و تردید شیطان را به خود راه ندهد ".

زمزمه ی زلال آمدنت بر لبهای آمان جاری ست ،ما به روزهای روشنی که قران وعده کرده دلبسته ایم.

اللهم عجل لولیک الفرج



  



نوشته شده در تاریخ 88/1/21 ساعت 12:54 ص توسط محسن ملکی


حتی اگر هزار بار شماتتم کنند باز هم می گوییم بهار سرنوشت همه ی زمستان هاست.

نه که فراموش کرده باشیم ذخیره خداوند روی زمین،بلاگردان ما شده ای یا خودت هم دعا می کنی برای آمدنت،

نه ،دلمان برای صداقت و یکرنگی و خیلی چیزهای خوب دیگر تنگ شده.

من غصه ی چشم های نشسته ام را می خورم که این روزگار وقتی ردپای حضورت را تا جمعه دنبال می کند من پا پس نمی گذارم

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج  اللهم عجل لولیک الفرج

  



نوشته شده در تاریخ 88/1/21 ساعت 12:53 ص توسط محسن ملکی


تمام پنجره را گواه می گیرم
اگر نیایی از این اشک و آه می میرم

چقدر می شوم از خواب های تو لبریز
هنوز مانده به دل آرزوی تعبیرم

و بی تو شوق ندارد لب غزلخوانی
بیا و گوش کن آوازهای دلگیرم

دوباره صحبت یک انتظار می آید
و باز ثانیه ها می کنند تحقیرم

تمام لکنت من سبز می شود وقتی
نگاه می کنم و با نگاه می میرم



  



نوشته شده در تاریخ 88/1/14 ساعت 12:15 ص توسط محسن ملکی


سلام آقای خوبم سلام

نمی دانم این چندمین شب جمعه ای ست که برایتان نامه می نویسم.نمی دانم این چندمین بار است که با شکوه های روزگار هر هفته سرتان را بدرد می آورم ببخشید آقا ،ببخشید که همیشه شبهای جمعه از خدا می خواهم بیایی آخر قرار آمدنت در تقویم دلهای ما یکی از همین جمعه هاست خدا کند که  این جمعه بیایی.

آقا جان این هفته تو هم برایم دعا کن

اللهم عجل لولیک الفرج



  



نوشته شده در تاریخ 88/1/14 ساعت 12:15 ص توسط محسن ملکی


تو آن عاشق ترین مردی که در تاریخ می گویند

 

تو آن انسان نایابی که با فانوس می جویند

 

تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند

 

تمام  ابرها در شط چشمان تو می مویند

 

قناری های عاشق از گلوگاه تو می خوانند

 

و قمری های سالک کو به کو راه تو می پویند

 

تو آن رود زلالی صاف و روشن از ازل جاری

 

که پاکی های عالم دست و رو را در تو می شویند

 

به شوق سجده ات هفت آسمان خم می شود در خاک

 

به نام نامی ات خورشید ها از خاک می رویند

 

تو تمثال تمام غنچه های بی ریا هستی

 

که تصویر تو را عشاق در آیینه می بویند

 

تمام موج ها در حلقه یاد تو می چرخند

 

تمام بادها نام تو را سرگرم هوهویند



  



نوشته شده در تاریخ 88/1/13 ساعت 1:0 ص توسط محسن ملکی



 بسم الله الرحمن الرحیم ....
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام ،تنها به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم ، اما پر از دلتنگیم .
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟


  



نوشته شده در تاریخ 88/1/7 ساعت 12:20 ص توسط محسن ملکی


سالهاست نگاهم پشت پنجره ی که متعلق به فرداست قاب گردیده و گردوغبار هجران بر آن سایه افکنده.عمری ست برای آمدنت بی قرارم.

نگاه کن که ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده نگاه کن که ثانیه ها چگونه به هق هق افتاده اند.بیا و صداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن.یا ابا صالح

اللهم عجل لولیک الفرج



  





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ