سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
میراث انتظار
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
  محسن ملکی[6]
 

برای تعجیل در ظهور اقا و سلامتی ایشان صلوات فراموش نشه اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

   نویسندگان وبلاگ -گروهی
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 66
بازدید دیروز : 141
کل بازدید : 245346
کل یادداشتها ها : 738

   موسیقی

1 2 3 >
نوشته شده در تاریخ 87/10/12 ساعت 11:31 ع توسط محسن ملکی


 
کسی چه می داندامتداد دستهای کودک بی آسمان این شهر را .کسی چه می داند که گیسوهای مادر فرزند مرده با چه شتابی سفید می شود وقتی شانه به شانه ی ویرانه ها ستاره ها را یکی یکی خاک می کنند و دلش را با تکه تکه بدنش به خاک می سپارد.دلواپس نباش کسی هست .کسی که خدا قول داده زمین را به یوم لبهای تسبح گویش به تو خواهد سپرد.به سیاهی بگو منتظر باش ما هم منتظریم.

اللهم عجل لولیک الفرج



  



نوشته شده در تاریخ 87/10/10 ساعت 10:51 ع توسط محسن ملکی


مولای من سلام

 

باز هم منم. همان بنده ی گناهکار و منتظرت.

می دانم که گوشه ی چشمی هم به من داری ولی این دل هر لحظه افسار احساساتش را پاره می کند و بهانه می گیرد. ای کاش می توانستم وعده ی چندین روز آینده را به او بدهم که در این صورت تمام قلب های منتظر از شوق دیدار هر دقیقه تا ظهورت به وجد می آمد و هزاران بار می مردند و زنده می شدند.

امروز هم جمعه است و باز هم دست من این قلم ناتوان را نوازش می دهد تا بنگارد از دلتنگی های این دل خسته و غمدیده. هنوز غروب نشده است که اگر شده بود نوشته ام بسیار غمبارتر از این می نمود من هنوز هم به این چند ساعته باقی مانده تا غروب امیدوارم به ظهورت و امیدوار به رحمت الهی ....

می دانم هر چه این انتظار طولانی تر باشد شیرینی اش بیشتر به مذاقم خوش می آید اما نمی دانم که اجل تا چند وقت دیگر اجازه ی اقامت دراین دنیا را به من می دهد. بیم آن را دارم که بیایی و من نباشم اما آن چیزی که بیشتر عذابم می دهد این است که بیایی و باشم اما مرا نپذیری که نبودنم همی سهل تر است از این.

باز هم منتظر می مانم مولای مهربانی ها. من همیشه چشم به راهت هستم مهدی فاطمه...



  



نوشته شده در تاریخ 87/10/6 ساعت 11:25 ع توسط محسن ملکی


روزهای جمعه چه دلگیر است وقتی می دانی که انتظار این هفته نیز بی نتیجه مانده است.

چقدر سخت است چشم انتظاری و سخت تر از آن این است که حسرت این انتظار بردلت بماند.

آقای من:

نمی دانم در کدامین جمعه خواهی آمد و چشم منتظرانت را به جمالت روشن خواهی کرد. نمی دانم آن زمان هستم که خاک پایت را سرمه ی چشمانم کنم یا نه؟ نمی دانم از کدامین سو خواهی آمد....

هیچ یک را نمی دانم. اما ثانیه های عمرم را به بهانه ی لقای تو سپری می کنم. این امید را به خود می دهم که گرچه گناه کارم و گرچه لیاقت این را ندارم که در رکاب مولایم باشم اما حداقل افتخار این را دارم که منتظرت باشم. چشم به راه بودن سخت است اما من تمام این سختی را به جان می خرم تا شاید مولایم گوشه ی چشمی هم به من بیندازد.

آقای من:

ثانیه ها را می شمارم. لحظه ی دیدار نزدیک است. اما من نمی دانم که در آن لحظه هستم یا............

مولا جان تو را به جان مادرت به این انتظار پایان ده و ما منتظران را از هراس نبودنت رها کن.

بیا و طعم سخت این جدایی را با ظهورت شیرین کن.

 

لحظه ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام مستم

باز می لرزد دلم دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

http://montazerat-hastam.blogfa.com/



  



نوشته شده در تاریخ 87/8/23 ساعت 11:17 ع توسط محسن ملکی


چشم هایی هستند که تو را می بینند گوش هایی هستند که صدایت را می شنوند

اما من دلی دارم که همیشه برایت پر می زند جهان در پوکی بی تو پژمرده است به حرمت جمعه هایی که شمرده ایم بیش از این چشم  براهمان مگذار.

اللهم عجل لولیک الفرج



  



نوشته شده در تاریخ 87/8/22 ساعت 10:43 ع توسط محسن ملکی


از وقتی دلم به هوای عشقت آسمونی شده و وجودم از روشنی پاک حضورت سیراب،غربت بی قراری از دل خستم بار سفر بستن  و هوای بی کسی از سرم پریده....

حالا قلبم چشاشو می بنده و وجود تو فریاد می زنه... آقا...آقا....آقای ندیده ام!!! زودتر بیا تا قلبم به آرامش برسه

اللهم عجل لولیک الفرج



  



نوشته شده در تاریخ 87/8/17 ساعت 11:2 ع توسط محسن ملکی


امشب تو این لحظه، دلم می خواد همه گلایه ها و دلتنگی های کنج دلم رو کنار بزنم و با قشنگ ترین،شادترین واژه ها برای قلب خسته ام حرف بزنم و مثنوی مهربونی رو وقتی که می ایی وصف کنم.

آقا...آقا....آقای ندیده ام! این جا ذهن زمین بی صبرانه لحظه ها رو پرسه می زنه.سر راه کهکشون بی نهایت اومدنت می شینه و آسمون قلبتو بهونه می کنه.

ای دلیل هستی دلهای خسته،آقای ندیده ام،ای بزرگواری که می دونم حتی غم هم به حرم اومدنت گوشه نشین خواهد شد...همه ما چشم به راه ظهورت هستیم

  



نوشته شده در تاریخ 87/8/16 ساعت 11:13 ع توسط محسن ملکی


نگاهت نسیم است که آرام می کند سنگینی روزهای بی تو بودن را،ما مثل دریا پر از زمزمه های باران ، گام این روزها را طی می کنیم.اما چشمان فرو افتادیمان با هیچ آفتابی روشن نمی شود.

بی خیالی درد بزرگی ست ما خودمان ابر شده ایم.

اللهم عجل لولیک الفرج



  





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ